امید محمدی؛ بازار: ایلان ماسک، کارآفرین و چهره ای شناخته شده، بار دیگر با موضع گیری های اخیر خود جنجالی تازه به پا کرده است؛ این بار غوغا ماسک در دولت فدرال آمریکا بود. او که به عنوان رئیس «وزارت بهرهوری دولتی» (DOGE) در دولت ترامپ فعالیت می کند، با صدور دستوری بحث برانگیز از کارمندان فدرال خواسته است تا هر هفته گزارشی مختصر از عملکرد خود ارائه دهند؛ عدم ارائه این گزارش به عنوان استعفا تلقی خواهد شد. این اقدام جسورانه موجی از سردرگمی، چالش های حقوقی و بحث های داغ درباره کارآمدی در برابر افراط را در واشنگتن رقم زده است.
در ایمیلی صریح، ماسک از کارمندان خواسته دستاوردهای هفتگی خود را گزارش و هشدار داده که عدم ارائه گزارش به معنای ترک شغل خواهد بود. واکنش ها به این مهم اما یکدست نبوده است؛ برخی نهادها از کارکنان خواستند این دستور را اجرا کنند، در حالی که برخی دیگر توصیه کردند آن را نادیده بگیرند. این تناقض ها فضایی آشفته و پرابهام ایجاد کرده است. در حالی که برخی این رویکرد ماسک را گامی ضروری برای افزایش پاسخگویی می دانند، دیگران آن را تمرین بی نظم و مخرب برای روحیه کارکنان تلقی می کنند.
دلایل موافقان رویکرد ماسک
حامیان این ابتکار بر این باورند که چنین اقدامی برای سیستم دولتی آمریکا، که اغلب به ناکارآمدی متهم می شود، ضروری است. موافقان این موضوع سه دلیل را اشاره داشته که توجه به آن قابل تامل است؛ نخست اینکه حذف اتلاف منابع اهمیت دارد؛ الزام کارکنان به تامل درباره دستاوردهای خود می تواند نقش ها و بخش های زائد را آشکار و راه را برای کاهش هزینه ها و تخصیص بهتر منابع هموار سازد. دوم اینکه تقویت پاسخگویی باید در دستور کار باشد؛ گزارش دهی منظم باعث می شود کارکنان نسبت به وظایف خود پاسخگو باشند و تلاش هایشان با اهداف سازمان هماهنگ شود. سوم اینکه افزایش بهره وری باید ایجاد شود؛ فشار برای ارائه نتایج ملموس می تواند انگیزه ای برای بهبود عملکرد کارکنان و تمرکز بر نتایج مؤثر ایجاد کند. چهارم اینکه، چابک سازی بوروکراسی باید ایجاد شود؛ شناسایی ناکارآمدی ها می تواند منجر به عملیات ساده تر و نیروی کاری چابک تر شود؛ هدفی که DOGE ادعا می کند دنبال آن است. نکته پایانی اینکه تشویق شایستگان باید صورت پذیرد؛ افراد پرتلاش ممکن است سرانجام شایستگی هایشان شناخته شده و فرصت های بیشتری برای پیشرفت پیدا کنند.
آنچه مخالفان به آن استناد می کنند
منتقدان اما هشدار می دهند که رویکرد ماسک ممکن است به جای فایده، آسیب رسان باشد. نکاتی که این منتقدان از ارائه طرح ماسک عرضه می کنند، عبارت است از؛ تضعیف روحیه کارکنان، زیرا مجبور کردن افراد به توجیه مداوم عملکردشان می تواند باعث نارضایتی، استرس و کاهش بهره وری شود. چالش های حقوقی دیگر استدلال درست منتقدان است، اتحادیه ها و کارشناسان حقوقی نگرانی هایی درباره احتمال نقض قوانین کار مطرح کردند که ممکن است منجر به شکایت های پرهزینه شود. تضعیف همکاری تیمی یکی دیگر از عوامل طرح ماسک است، تمرکز بیش از حد بر عملکرد فردی می تواند همکاری را تضعیف و رقابت ناسالم را جایگزین همبستگی کند. سردرگمی عملیاتی نیز آخرین نکته قابل نگرانی است؛ نبود دستورالعمل های روشن از سوی نهادهای مختلف فضایی آشفته میان کارکنان ایجاد و اثربخشی این سیاست را زیر سوال برده است.
اگرچه چشم انداز ماسک برای دولتی چابک تر و پاسخگوتر از نظر تئوری جذاب است، اما اجرای آن به دلیل افراط گرایی و فقدان هماهنگی مورد انتقاد قرار گرفته است. دستیابی به تعادل میان بهره وری و رفاه کارکنان نه تنها انسانی تر بلکه برای موفقیت پایدار ضروری است.
هنگامی که بحث «خصوصی سازی» یا «اصلاحات» مطرح می شود، معمولا تمرکز بر کاهش نیروی کار یا هزینه های تولید است. اما در این میان به مدیران چند شغله جاده مخصوص با ذهنیتی مشغول به تعدد مسئولیت ها توجه نمی شود که احتمالا سبب عدم پیشرفت شود
آنچه صنعت خودرو کشور از طرح ماسک باید بیاموزد
سناریوی ماسک درس هایی ارزشمند برای صنایع کشور به ویژه صنعت خودرو دارد که با چالش های فراوان دست و پنجه نرم می کند. اگر واقعا قصد داریم نوآوری را تقویت و فرصت هایی برای نسل جوان فراهم آوریم، باید ناکارآمدی ها را نه فقط در نیروی کارگری بلکه در سطوح مدیریتی نیز بررسی کنیم.
پرسش کلیدی اینجاست، آیا مدیران ارشد و میانی کشورمان در صنایع کلیدی باید ملزم به اعلام مشاغل متعددی خود شوند؟ زیرا توجه مدیران زمانی که از یک مساله به چند موضوع تقسیم شود، ناگزیر منجربه کاهش تمرکز و فارغ از میزان توانایی این افراد، سبب کاهش نتایج مطلوب برای تعدد مسئولیت هایشان خواهد شد.
هنگامی که بحث «خصوصی سازی» یا «اصلاحات» مطرح می شود، معمولا تمرکز بر کاهش نیروی کار یا هزینه های تولید است. اما در این میان به مدیران چند شغله جاده مخصوص با ذهنیتی مشغول به تعدد مسئولیت ها توجه نمی شود که احتمالا سبب عدم پیشرفت شود. شفافیت، عدالت و نوآوری در تمام سطوح مدیریتی جاده مخصوص باید لحاظ شود.
اقتصاد و صنعت جهانی، امروز با سرعت سرسام آور نوآوری به جای تکیه بر مدیرانی که تخصصشان ساختوساز یا تجارت است، پیش می رود. مدیرانی که توانایی تصور و اجرای ایده های تحول آفرین را دارند، عامل موفقیت شرکت ها خواهند بود. اگر مدیران مرسدس بنز و ب ام و از ترس عقب ماندن از چین شب و روز تلاش می کنند تا نوآوری کنند، برخی از مدیران جاده مخصوص اکنون در حال برنامه ریزی برای پیشرفت راهبرد کدام فناوری در صنعت خودرو هستند؟ اگر بخواهیم در میدان بینالمللی رقابت کنیم، باید از کسانی که هدایت صنایع ما را بر عهده دارند توقع بیشتری داشته باشیم.
اگر خواهان پیشرفتی معنادار در صنعت خودروسازی هستیم، زمان آن رسیده که شیوه های قدیمی را کنار و اصلاحات جسورانه ای را بپذیریم که نوآوری را بر «مصلحت ناکارآمدی» ترجیح دهد
تغییر سخت اما ضروری
چه اقدامات جنجالی ماسک در واشنگتن باشد یا تلاش ما برای رفع احیای فناوری و نوآوری در صنعت داخلی، یک چیز روشن است؛ پاسخگویی و شفافیت فقط مختص کارگران تولیدی نیست بلکه باید از مدیران میانی و ارشد آغاز شود. مدیرانی که مزایای بازنشستگی و بیمه را از دولت دریافت می کنند، اما به دنبال توسعه صنعت خودرو نیستند و دیگر نمیتوانند موتور محرکه و نوآوری صنعت باشند. اگر خواهان پیشرفتی معنادار در صنعت خودروسازی هستیم، زمان آن رسیده که شیوه های قدیمی را کنار و اصلاحات جسورانه ای را بپذیریم که نوآوری را بر «مصلحت ناکارآمدی» ترجیح دهد. شاید مدیران صنعتی باید بر اساس خروجی فعالیت شان حقوق دریافت نه صرفا زمان حضورشان در شرکت ها باشد. وقت شفاف سازی و «نه بزرگ» به مدیران چند شغلی و تشویق مدیران نوآور وجسور صنعت خودرو کشور فرا رسیده است.